تبلیغات
کلبه ی عشق

» به رنگ شکیبایی ( چهارشنبه 28 تیر 1391 )
» حضور حادثه ( تقدیم به آقا امام زمان ) ( یکشنبه 25 تیر 1391 )
» در رابطه با گرانی مرغ ( یکشنبه 25 تیر 1391 )
» بعد از تو نسترن (جدید) ( جمعه 2 تیر 1391 )
» چت ( چهارشنبه 31 خرداد 1391 )
» سایتی جالب ( چهارشنبه 31 خرداد 1391 )
» معین ( بچه های البرز ) ( دوشنبه 29 خرداد 1391 )
» دسته گل تو ( یکشنبه 21 خرداد 1391 )
» نستعلیق آنلاین ( پنجشنبه 18 خرداد 1391 )
» معرفی وبلاگ جدید ( یکشنبه 14 خرداد 1391 )
» دختر زشت ( یکشنبه 14 خرداد 1391 )
» نامه شماره 16 ( یکشنبه 14 خرداد 1391 )
» بازی شلیک به مرتد ( جمعه 12 خرداد 1391 )
» به چه مانند کنم ( چهارشنبه 3 خرداد 1391 )
» قابلیت جدید وبلاگ ( جمعه 29 اردیبهشت 1391 )

مریم حیدر زاده

نویسنده: اکبر زارعی
دسته بندی : مریم حیدر زاده ,


 

 

 

 

 

 

 

 

یك حقیقت تلخ

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره

یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره

یه نفر می شینه و اسكناساشو می شمره

می خواد امتحان کنه  تا داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش

اون یكی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا می خواد واسه دخترش عروسك بخره

انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره

یكی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه

اون یكی مداد برای آب و بابا نداره

یكی ویلای کنار دریاشون قصره ولی

اون یكی حتی تو فكرش آب دریا نداره

یكی بعد مدرسه توپ چهل تیكه می خواد

مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره

یه نفر تولدش مهمونیه ، همه میان

یكی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره

یكی هر هفته یه روز پزشكشون میاد خونش

یكی داره می میره ، خرج مداوا نداره

یكی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن

یكی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره

یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی

یكی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره

تو کلاس صحبت چیزی می شه آه همه دارن

یكی می پرسه آخه چرا مال ما نداره

یكی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا

یكی انقد دیده که میل تماشا نداره

یكی از واحدای بالای برجشون می گه

یكی اما خونشون اتاق بالا نداره

یكی جای خاله بازی کلاس شنا می ره

یكی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره

یكی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره

یكی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره

یكی فكر آخرین رژیمای غذاییه

یكی از بس که نخورده شب و روز نا نداره

یكی از بس شومینه گرمه می افته از نفس

یكی هم برای گرمای دساش ها نداره

دخترك می گه خدا چرا ما . . . مادرش میگه

عوضش دخترم ، او خونه لیلا نداره

یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه

هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره

یكی آزمایش نوشتن واسش ، اما نمی ره

می گه نزدیكیای ما آزمایشگا نداره

بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل

مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره

یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه

پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم

دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم

ملیكا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟

بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره

یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما

این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره

خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده

همه چی دست اونه ، ربطی به شعرا نداره

آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا

اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره

کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت

با نمی شه ، با نمی خوام ، با نشد ، با نداره






یکشنبه 28 اسفند 1390, 11:57 ق.ظ

اشتراک و ارسال مطلب به:


درباره ما


ایجاد کننده وبلاگ : اکبر زارعی

شبکه PMC

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :