تبلیغات
کلبه ی عشق

» به رنگ شکیبایی ( چهارشنبه 28 تیر 1391 )
» حضور حادثه ( تقدیم به آقا امام زمان ) ( یکشنبه 25 تیر 1391 )
» در رابطه با گرانی مرغ ( یکشنبه 25 تیر 1391 )
» بعد از تو نسترن (جدید) ( جمعه 2 تیر 1391 )
» چت ( چهارشنبه 31 خرداد 1391 )
» سایتی جالب ( چهارشنبه 31 خرداد 1391 )
» معین ( بچه های البرز ) ( دوشنبه 29 خرداد 1391 )
» دسته گل تو ( یکشنبه 21 خرداد 1391 )
» نستعلیق آنلاین ( پنجشنبه 18 خرداد 1391 )
» معرفی وبلاگ جدید ( یکشنبه 14 خرداد 1391 )
» دختر زشت ( یکشنبه 14 خرداد 1391 )
» نامه شماره 16 ( یکشنبه 14 خرداد 1391 )
» بازی شلیک به مرتد ( جمعه 12 خرداد 1391 )
» به چه مانند کنم ( چهارشنبه 3 خرداد 1391 )
» قابلیت جدید وبلاگ ( جمعه 29 اردیبهشت 1391 )

سهراب سپهری

نویسنده: اکبر زارعی
دسته بندی : سهراب سپهری ,


 

 

 

 

 

 

 

 

شعر زیر یکی از زیباترین و بامفهوم ترین شعرهای سهراب است

امیدوارم که لذت ببرید

(( باغی در صدا ))

 

در باغی رها شده بودم
نوری بیرنگ و سبک بر من می وزید
ایا من خود بدین باغ آمده بودم
و یا باغ اطراف مرا پر کرده بود ؟
هوای باغ از من می گذشت
اخ و برگش در وجودم م یلغزید
ایا این باغ
سایه روحی نبود
که لحظه ای بر مرداب زندگی خم شده بود ؟
ناگهان صدایی باغ را در خود جا داد
صدایی که به هیچ شباهت داشت
گویی عطری خودش را در ایینه تماشا می کرد
همیشه از روزنه ای نا پیدا
این صدا در تاریکی زندگی ام رها شده بود
سر چشمه صدا گم بود
من ناگاه آمده بودم
خستگی در من نبود
راهی پیموده نشد
ایا پیش از این زندگی ام فضایی دیگر داشت ؟
ناگهان رنگی دمید
پیکری روی علفها افتاده بود
انشانی که شباهت دوری با خود داشت
باغ درته چشمانش بود
و جا پای صدا همراه تپشهایش
زندگی اش آهسته بود
وجودش بی خبری شفافم را آشفته بود
وزشی برخاست
دریچه ای بر خیرگی ام گشود
روشنی تندی به باغ آمد
باغ می پژمرد
و من به درون دریچه رها می شدم






یکشنبه 28 اسفند 1390, 11:58 ق.ظ

اشتراک و ارسال مطلب به:


درباره ما


ایجاد کننده وبلاگ : اکبر زارعی

شبکه PMC

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :